دوستم،
الان حدود هفت ماه از رسیدن تیم محمود اینا به ریاست جمهوری گذشته، به زمان ِ شما اصلاح طلب های امریکایی! نمی دانم چقدر می شود(هرچی باشه بی بی سی حساب می کنه) هفت سال یا هفتاد سال، در هر حال هر جا که هستی و در هر سنی که هستی اگر ایستاده یا که نشستی امیدوارم که خوب و خوشحال باشی، ما در سیاره مان خیلی وقت ها درباره ی ایران زمین و ماجراهایمان در ایران زمین و درباره ی تو صحبت نموده، یادت می نماییم و همگی در این مورد با یکدیگر ۶۳ درصد توافق داریم که ماموریت شمارش انتخابات شگفت انگیزترین و باحال ترین ماموریت عمرشان بود و مزه ی غذاهایتان و به خصوص چییییز برگرهای آبجی رهنورد هنوز زیر دندانمان با اجازه ی بزرگترها می باشد و صفا سیتی هایی که به اتفاق اکبر، فائزه و دوستان می رفتیم از یادمان نمی رود و با وجود این که کل یوم با میرحسین ِ انسان، خوش نمی گذشت اما زمانی که شیخ مهدی کروبی را حرص می دادیم، صورت و فکش یک شکل بامزه ای می شد و دلمان غرق شور و شعف می گشت اما روزهای بدی نیز بودند. روزهایی که توی تحلیل نمودار گیر می کردیم و هوا کثیف بود و ایران عصبی و غمگین و بد می شد و می دیدیم که همه ی مردم خوشحال و خوشبخت نیستند و بعضی وقتها بندجنس و بداخلاق می شوند و مریضی هست و غصه ست و نا امیدی هست و بی ادبی و زشتی و کثیفی و بدسلیقگی و دورویی و در کل رحیم مشایی هست! و مادر همه ی اینها ننه جون مهدی نه، بی فرهنگی هست و اینجور موقع ها به سرمان می زد که ماموریت ستاد ۸۸ را بیخیال شده و به انقلاب برگشته اعلام نماییم که به این ستاد سبز ۸۸ کوچک گوشه ی پرت کهکشان امیدی نیست و برادران پوشک را ول نمایند وسط نصف النهارش که بترکد برود پی ِ کارش و بعد تو بودی که باعث می شدی بدانیم که اوضاع به آن خرابی ها که به نظر واقعی هم می آید نیست و خوبی هنوز توی زمین پیدا می شود و ما زمین را به خاطر آدم های خوب و سبزش بخشیدیم و نگه داشتیم زیرا مطمئنیم در انتخابات بعدی روزی می رسد که ایران زمین به تو و امثال تو برسد و خوبی و زیبایی جای زشتی را بگیرد و امیدواریم که آن روز خیلی دور نباشد.
اما اگر از حال ما بپرسی خوبیم و اوضاعمان روبراه می باشد و با آنچه که از ستاد آنها یاد گرفتیم موفق گشتیم که همچین بار خود را بسته، پول پارو نماییم به این طریق که یک فست فود در سیاره مان تاسیس نمودیم که شکر خدا تبدیل به پاتوق جوانان لباس رو شلوار افتاده ی سیاره گردیده که با موتور پرشی های آخرین مدلشان در دور و بر فست فود ما دور دور می نمایند و داخل فست فودمان ۶۳ درصد میزها پر شده و جای سوزن انداختن نمی باشد و فرمانده قالیباف نیز شغل نظامی گری را کنار گذاشته و شهر را می گرداند و همچنین نرگس کلهر بابا را رها کرده و آشپزخانه را می گرداند و غداهای اساسی بگم؟بگم؟ طبخ می نماید. سیب های زمینی و زیرزمینی ما در کل منظومه تک است(سندش هم موجود است) و خوشحال می شوی که اگر بدانی نام رستورانمان را گذاشته ایم، برادر"رشید" و به تازگی یک فعالیت اقتصادی سودمندی را آغاز نموده و یک کلاس ساخت کاپشن چینی، کلاه روسی و رابطه ی ونزوئلایی تشکیل نمودیم که بسیاااار کلاس موفقی گردیده و از زامبیامدا هم شاگرد داریم و فقط اگر فائزه هاشمی سبزها را هم در سیاره مان داشتیم مطمئنا تعداد شاگردانمان از این هم بیشتر می شد که داریم رویش کار می کنیم(فکر بد نکنیدها، فائزه را نه، روی کلاس را گفتیم).
به آن اوراغی ِ دهه شصتی ِ احساساتی ما شیخ مهدی کروبی سلام برسان. به او بگو ما الان دو عدد چیز ِ هشتادی و یک چیز فول آپشن ۲۲خردادی داریم ولی او برای ما چیز دیگری بود و دلتنگ حماقت هایش می باشیم. خاتمی جان نمی دانم دیگر عمرمان قد می دهدکه ما از یه بار دوباره همدیگر را ببینیم یا خیر، اگر آب خنک نرفتی و زمانی گذرت به این طرف ها افتاد قدمت روی چشم تا چشم من.
به امید انتخابات دوباره
تماس فِررررت.
نهم دی هزاروسیصد و قِل قِل میرزا
خلاسه عیادط خوبی بود، ۶۳ درصد از وغط ملاغاط هم بروبچ فوطوشاپ بازی می کردند تا هاله ی نور اطاق سبزیش کمطر بشود. پرظیدنط گفت عالوچه سبز نخورم تا یهو اشطباهی باظداشط شوم. پرظیدنط هم گفتط که خیالم راهت باشد وقطی من نیسطم، دکطر رهیمی حسط تا مدرکش نون ِ روظنومه حا باشد. اما بحم گفط غرار اسط کارطهای سد آفرین مرا حم بی اتبار کنند من چیزم در آمد طا طوانسطم آن چیزحارا از خانم معلممان بگیرم به خدا آن چیزحا را با زهمت بدصت آوردم(الموسوی الجملاط جلد دحم، سفحه ۶۳، خط ۲۴، جمله ی ۶۳، آیه ۶۳)
وظیر خارجه حم آمده بود دمش گرم، خیلی هال داد، کلی سوقاطی از زامبیا آورده بود. زولوبیا از زامبیا آورده بود، رفت کنار خانم پرسصطار و گفت میریم زامبیا، طو هم با ما بیا!، آنوغط وظیر ِ زلف (کلهر) دسط و بشکن میظد. در حمین هال پرزیدنط گفط اگر خوب شوم به من ریاصط دفطر حفازت منافع پینوکیو در طهران را می دحد و ۶۳ درثد کار را هم به من می صپارد. در آخر حم من گریه کردم اما کلحر به من گفط مرد که برا حظم ِ دلطنگیاش گریه نمی کنه، غدم می زنه، آنوغت یهویی خانم پرسطار پرصید چه میل دارید برایطان بیاورند، من حم گفطم: نرگس با نان ِ ازافه!
منبع: خاتراط علی کری، جلد ۱۰، ۶۳ درصد از خاتراط.
امزا: رزا غربانی دانشجوی وظیرکشورولوژی گرایش عمو کردان
دانشجویان و همراهان عزیزی که پا به پای هم در میدان بزرگ انتخابات فارغ از هر نوع رنگ و اندیشه ای، حماسه ای بزرگ خلق نمویم.
22خرداد، آزمونی سخت و دشوار بود برای ما دانشجویانی که سنگینی ِ عنوان نسل سوم انقلاب را بر روی شانه هایمان احساس کردیم ، نسل سومی که به زعم دشمنان خارجی، با معانی انقلاب و آرمانهای اصیل ان بیگانه قلمداد می شدیم، با حضور چشمگیر و حماسه آفرین خود، بار دیگر به آنها ثابت نمودیم که نه تنها بیگانه نیستیم بلکه نیازی به تحلیل ها و دل سوزی های بیگانگان نداشته و نداریم، چرا که خود بر همه ی کاستی های سرزمینان واقفیم و برای بهبود ایران، خودمان دست در درست هم می دهیم به مهر و میهن خویش را خوهیم نمود آباد.
...نسل سومی که با همه ی مشکلاتی که در جامعه مان موجود بود و هست اما هیچ گاه چشم به بیگانگان ندوختیم چرا که فرزندان این سرزمین بودیم و خود دلسوزان جامعه را از میان خود انتخاب نمودیم.
اکنون پس از انتخابات هم به رنگ ها و اندیشه های مختلف تقسیم شده ایم اما این نوع تقسیم بندی اثبات وجود آزادی اندیشه و حفظ وحدت در عین کثرت است و اگر هدفی غیر از این در قلبمان نهفته باشد همانی ست که دشمنانمان به انتظار نشسته اند.
در انتخاباتی که به بهترین نحو ممکن به دست ما نسل سوم پابه پای نسل اول و دوم برگزار گردید، گروهی سبز، گروهی سفید، و گروههای دیگر با رنگهای دیگر شکل گرفتیم و اکنون نیز بدان رنگها وفاداریم اما انچه قابل تامل است این است که، سبز، سفید و قرمز به تنهایی زیبا نیستند و نمی توان رنگی را برتر از رنگی دیگر دانست. سبز، سفید و قرمز همان تفاوت نگرشها ست اما یادمان نرود که ما در کنار هم معنا می شویم نه در رو در روی یکدیگر. من ِ سبز، "تو"ی سفید و دیگری که قرمز هستیم در کنار هم زیبا می شویم چرا که دیگر با حفظ رنگها می شویم ایران، یک سزرمین به بلندای افق پر از افتخار.
اکنون با بازگشایی مجدد دانشگاهها و با توجه به حفظ اندیشه های قبل از انتخابات و وجود و حضور همان رنگها، نشان ها و نمادها ذکر چند نکته ضرور ی به نظر می رسد:
ما نسل سوم با حضور در انتخابات، وفاداری خود را با آرمان های بنیانگذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی به همگان ثابت نمودیم و برای سرافرازی ایران به عرصه آمدیم و از بزرگترین آزمون نسل سوم به خوبی خارج گشتیم و برای اثبات آن تشکر مقام معظم رهبری از تک تک نسل سوم که هوشیارتر حتی از نسلهای اول و دوم توطئه های دشمنان را خنثی نمود کافی و وافی ست، تشکر و سپاسگذاری ای که هیچگاه محدود به رنگی خاص نگردید.
اکنون این وظیفه و رسالت نسل سوم بودنمان به مراتب سنگین تر از قبل است.اکنون زمان دادن یک قول و تعهد به خودمان است و آنهم این که چشم به تبلبیغات، جو سازی ها و صحبت های رسانه های بیگانگان که از فردای انتخابات چندین برابر گشت ندوزیم و یادمان باشد همانهایی که امروز داغ حمایت از رنگ سبز ما را به سینه می زنند تا شب قبل از انتخابات به ما میخندیدند که چرا حضور می یابیم ولی اکنون رنگ عوض کرده و به جوسازی های مسوم خود ادامه می دهند، ایا این رنگ عوض کردن 24 ساعته ی قبل و بعد از انتخابات دلیلی بر سوء نیت آنها و ایجاد اختلاف میان ما و سایر دوستانی که در عقیده با ما متفاوتند نیست؟
اکنون که رنگ سبزمان به پیروزی نرسیده است اما به این بیاندیشیم که ایرانمان پیروز گشت و چه چیزی با ارش تر از نام مقدس ایران؟
جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد با بیش از 24 میلیون آرای کسب شده توانستند پیروز انتخابات شوند، اما گروهی از ما سبزهای وفادار به آرمان های انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران معتقدیم که آقای احمدی نژاد انتخاب 24 میلیون ایرانی بود ولی اکنون رئیس جمهور همه ی ایران و ایرانیان است و هرکس ادعای سربلندی مام میهن و وطن خویش را دارد برای موفقیت دولت با تفاوت در نگرش ها تلاش خود را به کار می بندد چرا که موفقیت دولت آقای احمدی نژاد به نام ایران و ایرانی ثبت و ضبط می گردد و همانگونه کارشکنی ها و ضعف ها نیز به نام ایرانمان رقم می خورند نه جریان و گروه خاصی که بر اریکه ی دولت تکیه زده اند.
اگر دیروز با انگشت های آبی مان سبز نوشتیم، پس اکنون به انتخاب همه ی سلایق احترام می گذاریم و با وجود آرمانهای سبزمان در کنار آرمانهای سفید و قرمز قرار خواهیم گرفت تا به جای رنگها به ایرانمان بیاندیشیم.
اکنون زمان بازنگری و تفکر موشکافانه در بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت ا... خامنه ای است. بیانات و گفته هایی که همیشه فصل الخطاب بوده اند. یادمان بیاید که ایشان فرمودند، مخالفینی که با اصل نظام دچار تضاد آشکار و علنی هستند بیگانه ازهر نوع رنگ ونمادهای موجودند و بایستی با آنها برخورد نمود، اما منتقدینی که به دولت نقد وارد می کنند شایسته ی احترام و ایجاد فضا و بستر مناسب برای شندین نقادها و انتقادات آنهاست. منتقدانی که به حفظ آرمان های اصیل انقلاب و نظام معتقد و وفاداراند و نقد آنها نقدی عاری از هرگونه حب و بغض حزبی و جناحی ست. پس شایسته است با هر نوع رنگی که نماد اندیشه هایمان است به ابراز نظرات و انتقادات خود بپردازیم چرا که همیاری با دولت خدمتگذار جز با انتقادات دلسوزانه ممکن نبوده و نخواهد بود.
یادمان به تذکرات و انتقادات دلسوزانه ی رهبر فرزانه ای باشد که پایه ی اصلی نظاممان را به خاطر رنگها به لغزش در نیاوریم. گروهی از میان ما هاشمی رفسنجانی که سرمایه و ستون مستحکم انقلاب و نظام ماست را وارد تسویه حساب های شخصی و گروهی خویش ننماید، تسویه حساب های رنگ آمیزی شده ای که تنها بهره اش خوشحالی دشمنانی است که به این مناظر می نگرند، همچنین گروه های دیگر حق ندارند بخاطر نوع رنگ مورد علاقه ی خود کوچکترین هتک حرمتی به رئیس جمهور منتخب نظام جمهوری اسلامی نماید تا بار دیگر با همدلی و همیاری سربازان اصیل و قدیمی انقلاب نظیر هاشمی رفسنجانی و سربازان نوظهور آن همچون رئیس جمهور، ضمن بیان نظرات، انتقادات، کاستی ها و تعریف ها و تمجیدات خود بتوانیم به فردایی بهتر برای ایرانی آزاد و آباد بیاندیشیم و باور کنیم، این یک رویا نیست، ما در کنار هم پیروزیم، برای یک مردم، برای یک دنیا، برای برابری میان انسان ها.
رضا قربانی


